سفارش تبلیغ
صبا

بررسی های اسلامی

چگونه سکته نکنیم؟


 


امروز راز مهمی را که حاصل تحقیق چندساله ام است به شما خواهم گفت:
می‌دانید بیشترین تعداد سکته، مربوط به اول صبح است!
چرا؟ این همان رازی است که به مردم گفته نشده!

وقتی فردی شام پرچربی بخورد،
حدود 8 ساعت بعد (یعنی نزدیک اذان صبح) شیرابه غذا از معده وارد روده‌ها شده و چربی زیادی جذب خون می‌شود.
به این ترتیب ویسکوزیته (چسبندگی) و غلظت خون بالا می‌رود و اول صبح سردترین موقع روز است
بدن در خواب بوده و ضربان قلب و فشار خون در پایین‌ترین حدّ خود است
پاها که دورترین نقطه به قلب هستند، با قلب در یک سطح افقی قرار دارند
پاها که سردترین نقطه بدن هستند، اغلب از پتو بیرون بوده و سردتر می‌شوند
به همه این‌ها، افزایش چربی و غلظت خون را هم بیفزایید تا پازل لخته شدن خون در انتهای پاها تکمیل گردد.

چنین فردی، وقتی صبح برای نماز یا دستشویی بیدار می‌شود، چندتا پله را بالا می‌رود یا برای خرید نان تا سرکوچه می‌رود؛
بدنش گرم شده و ضربان قلب بالا می‌رود، فشار خون بیشتر شده و لخته از پاها کنده شده و وارد جریان خون می‌گردد.
وقتی فرد حرکت می‌کند یا سر به سجده می‌گذارد، لخته وارد مغزش شده و رگی را مسدود می‌کند

اگر لخته وارد کبد شود، کبد می تواند خود را بازیابی کند!
اگر لخته وارد کلیه شود، کلیه بعدی هنوز کار میکند و شما به زودی متوجه اختلال کلیه نمیشوید
اگر لخته در پاها بماند، واریس ایجاد میکند
اگر لخته وارد قلب یا مغز شود، سکته خواهید کرد ...

پیشگیری:
1) امام صادق(ع) می‌فرمایند: چون انسان به چهل سالگی رسید، نباید شب‌ها غذای چرب بخورد که تا صبح سکته او را تهدید می‌کند. (کافی:ج6ص335)
2) اگر هم میهمانی بودید، کم بخورید!
3) حتماً بعد غذا، کمی سرکه یا آبلیموی طبیعی بخورید
4) قبل خواب چند لیوان آب بخورید (که سیراب شوید به‌حدی که برای دستشویی رفتن بیدار شوید) تا خون‌تان غلیظ نشود. چون غذاهای چرب، آب بدن را می‌کشند!
5) درفصل سرما پاهای خود را با پوشیدن جوراب گرم نگهدارید. کرسی بسیار مفید بوده و یکی از دلایل طول عمر و سکته نکردن قدیمی ها است.
درمان:
- درمان سکته بسیار مشکل است و اغلب اگر فوت نکنند، فلج خواهند شد که عمدتاً غیرقابل برگشت است. زیرا ضایعه مغز و اعصاب قابل ترمیم نیست!
- در کشورهای غربی آمپولی از ترکیبات بزاق زالو که سریعاً لخته‌ها را حل و برطرف می‌کند، در 3 ساعت اول به بیمار تزریق می‌شود.
- اگرچه این آمپول در کشور ما یافت نمی‌شود، اما بهتر از آن، زالودرمانی در ساعات اول سکته است.
اگر چند عدد زالو در شقیقه و پشت گوش انداخته شود، نیم ساعت بعد بیمار سرپا شده و بهبود می‌یابد. معجزه ای که بارها امتحان شده و جواب گرفته‌ایم.
- تأکید می‌کنم اینکار باید هرچه زودتر انجام شود؛ نه اینکه یک‌سال بعد، از همه جا ناامید و مستأصل، برای زالودرمانی ببرید که کمترین نتیجه را خواهید گرفت. زیرا مغز دیگر تخریب شده !

چه کسانی در خطرند؟
- کسانی که چربی شان بالا است
- یا غلظت خون دارند
- یا نمک زیاد مصرف میکنند
- کسانی که گرفتگی عروق دارند
- یا فشار خونشان بالاست
- کسانی که پاهای سردی دارند
- یا سابقه سکته در خانواده دارند
- کسانی که سن بالایی دارند. البته امروزه سن سکته به ده سالگی هم رسیده!

پس قبل از اینکه سکته کنید و کارتان به دست ورثه و بیمارستان و سرخانه بکشد،
1) پیشگیرانه زالودرمانی کنید تا گرفتگی های احتمالی در قلب یا مغزتان رفع شود
2) حجامت کنید که در رفع غلظت خون بسیار مؤثر است
3) بعد هر وعده غذا، کمی سرکه طبیعی در یک لیوان آب بنوشید
4) در خوراک خود، بخصوص وعده شام دقت کنید.
منبع:تبیان

دلایل فطری بودن حجاب

اگر حجاب مطابق با فطرت زن نبود، در طول هزاران سال دوام نمی آورد و دوشادوش دیگر احکام الهی ماندگاری پیدا نمی کرد البته این موج انحرافات آخرالزمانی که همه ارزش ها را دستخوش تهاجم و تغییر قرار داده است، حساب دیگر دارد که محدود به حجاب نیست و حتی انسانیت انسان و خدا بودن خدا و ارزش ذاتی ارزش را نیز هدف تهاجم خود قرار داده است. همانطور که غیرت از غرایز و فطریات اولیه یک مرد است، حیا و پوشش نیز از گرایش های ذاتی یک زن است اگر زن حیا نداشت، پوشش را قبول نمی کرد و این پوشش به فرهنگ ثابت زن در طول تاریخ همه ادیان و ملت های الهی تبدیل نمی شد.

 حجاب زن هم با فطرت حیا و عفت زن سازگار است و اما غیرت فطری مرد: هم شوهر دوست دارد همسرش پوشیده باشد و هم پسر دوست دارد مادرش عفیف و محجبه باشد و هم زن دارای فطرت سالم و مسخ نشده این میل را دارد و هم زنان دیگر مثل مادرشوهر دوست دارد که عروس او پوشیده و پاک باشد.میل به پاکی و پوشش آنچنان قوی است که حتی زنان بدکاره نیز ابتدا خود را پاک و عفیف معرفی می کنند و هرگز کسی در ابتدای امر و با جسارت و علنی خود را انسانی ناپاک و ناسالم و بی هویت و عریان معرفی نمی کند .

دلیل دیگر فطری بودن حجاب و پوشش این است که انسان هایی که اسیر دست شهوت و نفس اماره قرار گرفته اند، گناه و برهنگی را در پوشش های نسبی و مکان های خلوت انجام می دهند و سعی در پنهان کردن تبرج و برهنگی دارند چون فطرت جامعه با فرهنگی برهنگی شهوانی مخالف است مگر آنکه مثل جامعه غربی، فطرت انسانی در طول سالیان درازِ انحراف مسخ شده و عزیزه بر فطرت و نفس بر روح و حیوانیت بر انسانیت غلبه پیدا کرده باشد. البته چنین اجتماعی در همه ابعاد رفتاری حیوانی خواهد داشت همانطور که آن را در تمدن غرب به طور کامل مشاهده می کنیم .

بن بست های چنین فرهنگی بسیار خطرناک و سهمگین است که می تواند نسل انسان را با تهدید و هلاکت مواجه سازد، مانند نسل کشی، خشک شدن عواطف ، پیدا شدن فرزندان بی پدر و مادر و محروم از پشتوانه خانواده و عواطف والدین و بی هویت که سال ها به دنبال پدر خود می گردند، از هم پاشیده شدن خانواده و رشد همجنس گرایی و کشتن فرزندان ناخواسته و نامشروع که به قتل عام خاموش نسل آینده منجر می شود .. پیدا شدن جنایت کاران عقده ای و روانی.

تنش زا بودن اقدامات مخالف فطرت

هر کاری که برخلاف فطرت اولیه انسان باشد به تنش و چالش و انحراف و بازتاب های شدید منجر خواهد شد، مانند دزدی و دروغگویی که همیشه در هر جامعه ای با مقاومت عموم جامعه مواجه می شود، بی حجابی افراطی در مقطعی از تاریخ و جامعه به انتقام جویی افراطی گروه های غیرتمند و وضع قوانین سخت یا

ظلم های افراطی به زنان نسل بعدی منجر  می شود، که شاید باعث شود آنان از حقوق اولیه خود نیز محروم گردند و بی حجابی خود ظلم به فرزندان آینده است، بازتاب و چالش، خاصیت طبیعی مخالفت با هر تمایل فطری و اولیه انسانی است در تاریخ ادیان و ملت های گوناگون این اتفاقات را بارها تجربه کرده اند که نیازی به ذکر نمونه و مثال نیست.

حجاب متناسب با لایه های گوناگون انسان است

در طبیعت اگر نگاه کنیم  تناسب، یک قانون حاکم بر عالم هستی است که گیاهان و هوا و آفتاب و باران با هم تناسب دارند؛ اگر یکی از این حلقه ها نباشد، اکوسیستم سالم طبیعی بهم خورده و گیاهی نخواهد رویید، در درون گیاه نیز تناسب به سختارها و مراحل رشد آن برقرار است، از تخم سیب درخت سیب و از درخت باردیگر میوه سیب پدید می آید و اگر ریشه درخت تغییر یابد، میوه آن نیز تغییر خواهد یافت و آثار و خواص سیب را از دست خواهد داد.

انسان نیز چنین است و نه تنها در مراحل جسمانی و مادی این تناسب برقرار است بلکه در بین جسم و روح زن و احساسات او تناسب برقرار است اگر یک فردی زن باشد احساسات و روان او هم دارای تمایلات زنانه خواهد بود، مغز او نیز کاملا متفاوت با مغز مرد کار خواهد کرد و چشم او رنگ ها را بهتر خواهد دید.

درجنبه ملکی و دنیایی و در جنبه ملکوتی و باطنی نیز این تناسب وجود دارد، روح زن اسیر شهوت نیست اما فطرت زن با مرد کاملا تفاوت دارد.

روح زن مظهر گونه ای از اسماء خداست و روح مرد مظهر گونه ای دیگر از اسماء خداست و متناسب با ظهور آن اسم خدا ، مثل اسم جمیل و اسم باطن، زن در عالم ملکوت و ارواح و عالم دنیا ساختار خاصی پیدا کرده است. یعنی تمام مراتب وجودی زن در عالم های گوناگون تناسب خاصی دارد .

اگر زنی خود را مرد کند، نمی تواند لایه های ملکوتی، روانی و روحی خود را تغییر دهد، لذا با تضاد و تنشی ذاتی و عمیق مواجه خواهد شد که در دراز مدت به سوی بی هویتی ذاتی و غیرقابل پیش بینی و درک دچار خواهد شد.

حجاب کاملا با خلقت اولیه و تناسبات وجودی زن و هدف از آفرینش او سازگار است همانطور که برگ غنجه با گل تناسب دارد،  حجاب نیز با حقیقت دارای لایه های و انواع گوناگون زن تناسب دارد؛ اگر احساس زن لطیف است قانون تناسب نیز ایجاب می کند که صدای او نیز نازک و لطیف باشد و جسم او نیز باید نرم تر و لطیف تر و نازنین تر از جسم مرد باشد و حجاب نیز پرچم و غنچه این لطافت وجود است ، اصولا طبق قانون آفرینش هر چیز لطیف و آسیب پذیر باید از محافظ و حجابی متناسب برخوردار باشد. بعد از بیان موافقت قانون حجاب با تناسب، لازم است در ظهور حکمت خدا را نیز  بیان کنیم تا این بحث تکمیل شود.

هدف از آفرینش زن

هدف از آفرینش زن همان است که زن به طور ذاتی قابلیت آن را دارد یعنی زوجیت و باردار شدن و بزرگ کردن فرزند و جذب میل مرد و حفظ قانون خانواده.

برای اینکه زن باید فرزند آوری کند، نمی تواند کار سخت و سنگین انجام دهد بنابراین دست آفرینش نسوج و بافت گوشتی زن را نرم، ضعیف و ظریف آفریده است و سختی و قدرت ماهیچه را به مرد داده است و به تناسب آن حقوق اسلام نفقه را به گردن مرد انداخته و تأمین امنیت، جمع کردن، تهیه خرج و مخارج خانه و زن و فرزند را به گردن پدر قرار داده است. لایه های درونی مرد نیز با این حکم الهی مطابق است و این حکم الهی مطابق با ساختار آفرینش و فطرت الهی است و مرد به حکم گرایشات مردانه  بسیار خوشحال است که کار کند و دست رنج شخصی خود را به خانواده بدهد و گاهی حتی به کارکردن زن در بیرون مخالف است و اینکه افراد زیادی را تحت سرپرستی خود قرار دهد، افتخار می کند و میل و غریزه و فطرت مرد بر آن سرشته شده است که از سرپرستی و ولایت و خرج دادن، لذت ببرد و زن از این نوع سرپرستی شدن لذت برده و به وظایف الهی خود با دقت نظر بیشتری، رسیدگی می کند.

آفریدگار همه چیز را متناسب و در راستای تحقق هدف اصلی منسجم قرار داده است که حفظ نسل بشر است، اگر چه این آفرینش را در مواردی قابل انعطاف قرار داده است، چون ممکن است تحت برخی از شرایط برای نمونه از کار افتادگی مرد یا مرگ او، لذا در وجود زن قابلیت کار را تا حدودی قرار داده است تا برای مواقع اضطراری بتواند زندگی را بچرخاند، اما این قابلیت سازگاری با سازگاری اولیه بسیار تفاوت دارد و جایگزین کردن این قابلیت ضعیف با آن ساختار اصلی و اولیه اشتباهی بزرگ است که جامعه به سوی آن سوق داده می شود.

به قلم، میرستار مهدیزاده


بررسی نقش احساس، در عدم کارایی جنبش زنان(فمنیست)

بخشی ازمقاله/ مریم نوری - کارشناس ارشد حقوق بین الملل (بخش نخست)

تحلیلی انتقادی برتاریخچه جنبش زنان(فمنیست)

یکی از اشتباهات متداول تاریخی که بسیاری از محققین و نیز فمنیست ها بر آن باورند ، نسبت دادن مبدا تاریخی پیدایش اندیشه های زن ستیزانه به حکمای یونان از جمله افلاطون و ارسطو است .

برخی از این هم فراتر رفته وحتی آموزه های کتاب مقدس را متاثر از اندیشه های حکمت یونانی می دانند.(مویرآئین ،1382 – ص 135 ؛ یولووید 1381 – ص 110)

این نظریه بنا به دلایل تاریخی (بازه زمانی )، ملاک تاثیرگذاری و...) که مجال بحث در آن نمی گنجد رد و آنچه که محرز شده این است که صبغه ی اندیشه های تبعیض آمیز جنسیتی در کتاب مقدس متاثر، از نگرش حکمای یونانی نبوده است. (البته قابل ذکر ست که بروز این اندیشه تبعیض آمیز جنسیتی در کتاب مقدس، معلول راه یابی نظریات رایج مردسالارانه و به تبع آن تغییر های انحرافی است که موجب شد این ادیان الهی از تعالیم حقیقی و اهداف اصلی خویش دور شوند. (میشل ،1372- ص 46)

مسیحیت با دو نگاه و رویکرد مجزا با جنبش زنان برخورد کرد : از یک طرف در قالب سنتی آن یعنی مذهب کاتولیک به سرکوبی و مخالفت با حقوق زنان پرداخت و از طرف دیگر با محتوای روشن فکری یعنی مذهب اصلاح گرای پروتستان به حمایت و دفاع از نهضت زنان پرداخت ولی سرانجام فمنیست ها از هر دو مذهب عبور کردند، زیرا متن و آموزه های کتاب مقدس، که نقطه اجماع و وحدت این دو مذهب مسیحی بود را آشکارا کنار نهاده و به رویارویی با آن برخاستند.

تقدم زمانی چند قرنی جنبش زنان به قبل از دوره رنسانس و نهضت اصلاحی پروتستانیسم و پیدایش سرمایه داری پیشرفته بر می گردد.

در عوامل ایجادی جنبش زنان به وضوح می توان از خشونت و سخت گیری کلیسا علیه زنان و تئوری های خرافه آمیز و محرومیت های حقوقی مربوط به آنان نام برد که جزء عوامل و محورهای اصلی درگیری نهضت رنسانس و انقلاب کبیر فرانسه و فلاسفه عصر روشن گری با اصحاب کلیسا، بر سر موضوع زنان بود .

اهمیت این جمله در آن است که نیمی از جمعیت موثر بر تصمیمات چه در بعد سرمایه داری و چه در بعد مشارکت سیاسی برای تثبیت دولت های حامی سرمایه داری، زنان بودند که سیاستِ جذب زنان را ایجاب می نمود و از سوی دیگر فرهنگ مذهبی حاکم بر جوامع اروپایی ورود زنان را به عرصه های اجتماعی مختلط کار و سیاست محدود و دشوار می نمود. سرمایه داری در عمل با تضاد خاصی مواجه شد و نقش عمده ای را در رابطه با جنبش زنان ایجاد کرد.

در تحلیل این رابطه پیچیدگی خاصی به چشم می خورد؛  سرمایه داری پیشرفته از یک سو برای تامین نیروی انسانی ارزان و استفاده از آرای سیاسی زنان برای تثبیت دولت های حامی سرمایه داری، سیاستِ جذب زنان را پیگیری می نمود و از سوی دیگر فرهنگ مذهبی حاکم بر جوامع اروپایی ورود زنان را به عرصه های اجتماعی مختلط کار و سیاست تقبیح و تجریم می نمود و این خود مانع بزرگی بر سر راه سرمایه داری ایجاد کرده بود. سیاست های پیچیده و موذیانه سرمایه دارای از یک سو و با تضعیف پایه های اعتقادی و دینی، اخلاقی، حمایت از آزادی های جنسی، حق مالکیت ،حق طلاق، حق مشارکت سیاسی زنان و با بهره جویی از نقاط ضعف مسیحیت به چالش با کلیسا پرداخت تا به طور غیر مستقیم و استثمار گرانه ی سرمایه داری، تمایل به حفظ سنت مزد ارزان زنان را ایجاد می نمود و از این رو سرمایه داری پیشرفته با سیاست های متضاد خود موجب سردرگمی فمنیست ها شد و در نهایت نقطه تلاقی و پیوند آنان و عامل ترغیب زنان در به دام افتادن سرمایه داری از طریق جنگ مشترک با مسیحیت حاصل شد.

جنگیدن زنان با عملکرد دوگانه مسیحیت که عامل بروز تعارضات و تناقضات بسیاری شده بود تا جایی پیش رفت که منجر به جریانات فرهنگی موثر به روند جنبش زنان نیز شد.

کتاب دایره المعارف و دیگر آثار متعدد ، آئینه ی تمام نمای  فضای فکری علمی و دینی و سیاسی جهان این دوران بود که همزمان با انقلاب کبیر فرانسه شکل گرفت.

این کتاب مهم و کلیدی توسط فراماسونرها تهیه می شد و فراماسونرها با حمایت مالی و علمی لژهای فراماسونری مسئله را طوری رقم می زدند که روح و محتوای بیشتر مطالب دایره المعارف از نظر کلیسا پاپ و دولت های وقت ، الحادی و ضد آموزه های دینی تلقی می شد و از این جهت از انتشار آن به راه های توقیف نمودن، سوزاندن، سانسور کردن ممانعت به عمل می آمد.

اولین نوشته های فمنیستی به معنی حقوقی و نیز جنسیت گرایی از نهاد این گروه جوشیده و به چالش با مسیحیت سنتی کاتولیزم منجر شد.

مبانی اعتقادی و عملی کاتولیسم بر دو پایه کتاب و سنت یا فتاوای پاپ ها استوار بود و عملکرد نامناسب کلیدی کاتولیک در زمینه های گوناگون اعم از فساد اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی و استبداد دینی شرایط شورش خودجوش و نارضایتی از درون را ایجاد نمود. نمونه بارز آن در انقلاب کبیر فرانسه که هزاران کشیش دینی از پاریس فرار کردند و اموال آن ها به نفع کلیسای کاتولیک مصادره شد.(دورانت 1370 ج11،ص55)

فمنیست ها در ادامه مسیر مبارزه خود به مبارزه فرهنگی و انحصار شکنی قدرت دینی پاپ ها، نهضت ترجمه کتاب مقدس را شکل دادند و در سده چهاردهم (1384م) جان ویکلیف، دانشمند ناراضی انگلیسی دست به ترجمه انگلیسی بسیار ارزشمند و ادیبانه کتاب مقدس زد و در قداست مرجعیت پاپ نیز تشکیک کرد.

در این دوران نظام حقوقی مدنی حاکم بر جوامع مسیحی به طور دقیق برگرفته از روح احکام کتاب مقدس بود و جنبش زنان پس از این به لحاظ رویارویی بی واسطه با فرهنگ کتاب مقدس خود به خود به سمت مسائل و معرفت جنسی و نیز تبیین نظام حقوقی برای رفع تبعیض کشیده شد.

در کنار عوامل مختلفِ متضاد دینی و عملکرد های دو گانه مسیحیت(در دین)، سرمایه داری، عوامل فرهنگی عامل دیگری به نام رویکرد اومانیستی در این میان به چشم می خورد که اثر عمده ای در روند انحرافی ایجاد این مکتب (فمنیست) نهاد.

سوال اصلی و فرضیه در این مقاله آن است که آیا با توجه به عوامل مختلف زمانی و محیطی مانند تضاد های دینی و فرهنگی و اقتصادی(سرمایه داری) این مکتب توانسته مسیر اصلی خود را که به دنبال احقاق حقوق زنان بوده است به درستی مدیریت کند؟

آیا نقش احساس، کارکرد اصلی این جنبش (مکتب ایجادی فمنیست) را زیر سوال نبرده است؟

برای پاسخ فرضیه های موجود به صورت کلی به مباحث اومانیستی مکتب فمنیست می پردازیم:

فمنیسم وامدار اعتقاد به اومانیسم است و اصول پنج گانه اومانیستی اصالت فرد، تجربه، آزادی، برابری و عمل گرایی می باشد.

فمنیسم این اصول را بن مایه مکتب خود می داند. در این بینش انسان محورانه که بعد از دوره رنسانس به بعد شالوده تفکر غربی را تشکیل می دهد نقد های بسیاری به آن وارد است.


شبکه هایی که غیرت و حیا را بر باد داده اند!

 

  1. قبح زدایی شبکه های ماهواره‌ ای از رابطه محرم و نامحرم

  2. الگوی رابطه زن و مرد در نظام خانواده از مهم­ترین و حساس­ترین الگوهای ارتباطی است. برنامه­ ها و سریال‌های ماهواره­ای نیز بر این مسئله تأکید ویژه ­ای داشته و از پرداختن به این مهم غافل نبوده­اند. سبک ارتباطی زن و شوهر در خانواده، یکی از مؤلّفه ­های مورد نظر در این بخش بوده است که سریال‌ها بیش از سایر برنامه ­های ماهواره‌ای، در این مهم کوشیده­ اند.

محمد حسین پیشاهنگ، کارشناس مسایل فرهنگی و پژوهشگر رسانه به گزارشگر طنین یاس می‌گوید: «تحلیل محتوای سریال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهد که اهداف و نتایج عملکرد این شبکه‌ها در رابطه با روابط زن و شوهر بدین ترتیب است: نمایش تعارض میان عشق و ازدواج، سرد و بی روح نشان دادن روابط زن و مرد پس از عقد ازدواج، نمایش مشکلات متعدد در رابطه زن و مرد بواسطه ازدواج و انتظارات ناشی از آن، ایجاد شک و بدبینی نسبت به همسر و رواج آن در مخاطبان، عادی سازی و رواج خیانت به ویژه از ناحیه زن نسبت به شوهر، عادی سازی طلاق و قبح زدایی از آن.»

بدون شک رواج ارتباطات نامتعارف در قالب خانواده ­های نامتعارف با تعاریف نامأنوس نیز بخش دیگری از عملیات فرهنگی رسانه ­های ماهواره­ای است که در حیطه روابط زن و مرد در کسوت خانواده تعریف می‌شود. ازدواج‌های صوری، ازدواج های سپید، همسران اشتراکی، همسران اجاره­ای، مادران مجرد، خانواده ­های همجنس، زندگی در طلاق و ... از جمله مفاهیمی هستند که ماهواره­ ها هر یک را به شکلی معرفی یا تبلیغ می‌کنند. البته طرح این موضوع نیز ضروری است که حیازدایی از روابط اعضای خانواده مانند خواهر و برادر یا والدین و فرزندان از دیگر آثار سوء شبکه ­های ماهواره­­ای است.   

 

محمد حسین پیشاهنگ در خصوص آسیب‌شناسی شبکه‌های ماهواره‌ای در حوزه روابط میان محرم و نامحرم ادامه می‌دهد:«گرچه در برخی برنامه‌های ماهواره، خیانت به عنوان امری مذموم و ناپسند و گاه به صورت رابطه­ای نافرجام نشان داده­ شده است. ولی نکته مهم این است که سریال های ماهواره‌ای با به تصویر کشیدن جذابیت های رابطه فرا زناشویی تحت لوای عشق، این مفهوم را القاء می­کنند که این لحظات عاشقانه، جذاب و لذت بخش به تمام نافرجامی و بدنامی­ اش می ­ارزد. در واقع مخاطب را با آگاهی نسبت به تبعات ویرانگر آن، به تکرار چنین تجربه ­ای در زندگی شخصی ­اش ترغیب می­کند.»

 

 

 

  1. محرم و نامحرم در دایره دوستان و بستگان

یکی از بسترهای ارتباطی زن و مرد خارج از حیطه خانواده، دایره وسیع­تری به نام دوستان و بستگان است. در این دایره اگرچه افراد با یکدیگر غریبه نبوده و نسبت­هایی آنها را به یکدیگر نزدیک کرده است ولی فاصله‌گذاری‌ها بیش از خانواده بوده و مرزهای پررنگ­تری میان‌شان برقرار است. اما به دلیل ارتباطات نسبتاً زیاد و البته نزدیک افراد در این دایره ارتباطی، بسترهای ابتلا نیز بیشتر بوده و مراقبت‌های بیشتری در خصوص شکسته نشدن حریم ­ها می­طلبد. از این رو چه در فرهنگ اسلامی و چه در فرهنگ‌های بومی ایران، حدود و ضوابطی برای اینگونه معاشرت­ها مقرر شده است.

اما شبکه­ های ماهواره­ای با درک این حساسیت، بر این بستر متمرکز شده و با القاء گزینشی فرهنگ غربی، ارزش‌های نوظهوری را برای این بخش از ارتباطات میان زن و مرد تبلیغ می­کنند. سریال‌های ماهواره­ای با نمایش الگوهای رفتاری و ارتباطی زن و مرد در دایره دوستان و بستگان، بیش از همه به این مهم نیز پرداخته­ اند.

 

  1. محرم و نامحرم در اجتماع و محیط کار

بسیاری از مشاغل کنونی جامعه ما به نوعی است که همکاری زن و مرد در کنار یکدیگر را می­طلبد. مشاغل بسیاری نیز هستند که این همکاری و همجواری را بدون هیچ ضرورتی ایجاد کرده­اند. محیط‌های اجتماعی دیگری نیز وجود دارند که فارغ از اهداف شغلی و حرفه­ای، زمینه ارتباط میان زن و مرد را فراهم کرده­اند. ضوابط فردی و اجتماعی حاکم بر این گونه روابط، تعیین کننده سلامت فردی و اجتماعی است و از این رو شبکه ­های ماهواره­ای تلاش می­کنند ارزش‌های خود را در این بخش نیز ترویج و تحکیم نمایند.

محمدرضا خوشرو، پژوهشگر رسانه در این‌باره می‌گوید: « شاید بارزترین شیوه در این راستا، نشان دادن زنان شاغل در جامعه همراه با اصول و ارزش‌های مورد نظر در رابطه با همکاران باشد که در واقع به سوژه رایج سریال‌های ماهواره‌ای تبدیل شده است. در برخی از سریال‌های ماهواره‌ای، نقش اول متعلق به زن شاغلی است که روابط او با همکاران مرد و البته انعکاس آن در مسائل خانوادگی­ اش، به محور اصلی داستان یک سریال چند ده قسمتی تبدیل می‌شود.»

از آنچه تاکنون گفته شد در می‌یابیم که شبکه­ های ماهواره­ای و برنامه ­های آن، چه به صورت عامدانه و چه در تأثیرات تبعی خود بر مخاطب، موجب شکسته شدن حریم ­ها و قبح زدایی از رابطه زن و مرد نامحرم شده و با دگرگون سازی ارزش های ارتباطی در سه حوزه «خانواده»، «دوستان و بستگان» و «محیط کار و اجتماع» موجب بروز ناهنجاری­ها، از هم گسیختگی­ ها و حتی بحران­های ارتباطی در جامعه می­شوند.

 

  1. رسانه ملی و رابطه محرم و نامحرم

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) درباره اهمیت نقش و تاثیرگذاری رسانه ملی فرمودند: «اهمیت تلویزیون بیشتر از همه وسائل ارتباط جمعی است. این دستگاه‌ها، دستگاه‌های تربیتی هستند. باید تمام اقشار ملت با این دستگاه‌ها تربیت شوند. این یک دانشگاه عمومی است، یعنی دانشگاهی که در تمام سطح کشور گسترده شده است.» لذا با ظهور انقلاب اسلامی، تحولات عمیقی در سیاست های کلان کشور و فرهنگ عمومی مردم پدید آمد و جهت‌گیری‌های فرهنگی تبلیغی رسانه ملی نیز به عنوان یک نهاد فرهنگی دستخوش تغییر شد؛ به گونه‌ای که روابط نامناسب محرم و نامحرم از برنامه‌های تلویزیونی کنار رفت و فیلم‌ها، سریال‌ها و برنامه‌های نمایشی به دور از ابتذال آغاز شد و گسترش یافت. اما در این میان، بعد پنهانی و زیربنایی رسانه یعنی روش‌ها و سیاست‌های بنیادین آن در زمینه نحوه تاثیرگذاری و تحریک انگیزه‌های مخاطبان و افزایش جذابیت برنامه‌ها با تحولی بنیادین روبه رو نشد همین عامل موجب شد به تدریج و با افزایش کمیت شبکه‌ها آثار نقصان میزان تغییرات محقق شده در در سیاست‌ها و راهبردهای کلی بروز کند و به دنبال آن زمینه چالش‌هایی همچون بروز مصادیقی از روابط نامناسب زن و مرد و بعضا استفاده از جذابیت زنان و... فراهم آید.

از همین روست که با وجود تلاش‌های قابل تقدیر رسانه ملی در ترویج اندیشه‌ها و آموزه‌های دینی، امروزه برخی از اندیشمندان حوزه دین و فرهنگ، نقش آن را در بروز برخی ناهنجاری‌های موجود در روابط بین زن و مرد قابل تأمل و بعضا موثر ارزیابی می‌کنند.

دکتر فرهادی، کارشناس مسایل فرهنگی، در خصوص رابطه محرم و نامحرم این‌گونه توضیح می‌دهد:« در برخی سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی ارتباط راحت و دور از حیا و عفت دختر و پسر چنان به نمایش گذاشته می‌شود که گویی جزئی از سبک زندگی مردم ایران است و آنها با هر اعتقاد و در هر جایگاهی که باشند در برخورد با نامحرم خیلی راحت هستند. عادی‌سازی موضوعی فراتر از نمایش یک ناهنجاری اجتماعی است. چرا که در نمایش یک ناهنجاری اجتماعی تلاش می شود برخی ناهنجاری‌ها یا بعضی گناهان نشان داده شود تا مورد نقد قرار گرفته و با نمایش سرانجام آنها، مخاطب نسبت به آثار سوء آن آگاه شود، اگرچه این امر نیز در مرحله اجرا نیازمند توجه به ظرافت‌های مختلفی می باشد. وقتی سخن از عادی‌سازی به میان می‌آید یعنی این‌که آن موضوع جزئی جاری در فضای قصه باشد و پیامد بدی نیز نسبت به آن مترتب نباشد؛ آن چیزی که امروزه اغلب در برنامه‌های نمایشی سیما شاهد آن می‌باشیم.»

 

چنانکه گفته شد با وجود تلاش‌های فراوان و خواست و اراده واقعی مسئولان رسانه ملی، بررسی‌های دقیق برنامه‌های رسانه ملی حاکی از وجود ضعف‌ها و کاستی‌هایی در حوزه روابط بین محرم و نامحرم است که خود باعث ارائه الگوی نامناسبی به مخاطبان می‌شود. گستره فراوان مخاطبان رسانه ملی، تاثیرگذاری برنامه‌های آن بر مخاطبان و منسوب بودن رسانه ملی به حاکمیت اسلامی ایران، اهمیت توجه به این مسئله را صدچندان می‌سازد.

دکتر حسینی، روانشناس مسایل خانواده، با اشاره به توصیه‌های قرآنی و فقهی اسلام در خصوص روابط محرم و نامحرم به گزارشگر طنین یاس این‌گونه توضیح می‌دهد:« بخش مهمی از دستورهای قرآنی در راستای پیشگیری از ناهنجاری‌های اخلاقی و جنسی است. متأسفانه در برخی برنامه‌های سیما، به این بخش از دستورهای قرآنی و نیز آسیب‌های

 

این نوع روابط هیچ اشاره‌ای نشده و به مخاطبان، به ویژه جوانان، آگاهی لازم ـ به صورت مستقیم یا غیرمستقیم ـ داده نمی‌شود. حتی در برخی موارد برای دوستی‌های خیابانی و روابط مخفیانه یا ازدواج‌هایی که به دنبال یک نگاه و یک عشق زودگذر صورت می‌گیرد، عاقبت‌هایی خوش نشان داده می‌شود که بی شک در غالب امر، واقعیت اینگونه نیست. افزایش آگاهی جوانان درباره توصیه‌های پیشگیرانه و برخوردهای قاطع اسلام با روابط نامناسب محرم و نامحرم و نیز آسیب‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی این گونه روابط، با تهیه و پخش برنامه‌های مستند اجتماعی و یا حتی سریال‌ دست یافتنی است و این امر به قطع می تواند در پیشگیری از گسترش این نوع روابط و تقویت عفت اجتماعی بسیار مؤثر باشد.»

   به نظر می‌رسد بازخوانی جایگاه و مقام انسانی زن در گفتمان اسلامی به عنوان اولین گام ضروری جهت حفظ ارزش و کرامت انسانی زن به شمار می‌آید. برنامه‌سازان رسانه ملی باید بدانند جایگاه و هویت واقعی زن مسلمان چیست؟ ابعاد و مولفه‌های شخصیتی او کدام است؟ اسلام با توجه به ویژگی‌های زن چه اهداف متعالی برای او ترسیم کرده و در این باره چه وظایفی به عهده زن قرار داده است؟ بدون شک باور و تعمیق این مسئله که اسلام با نظر کرامت – نه نگاه جنسی- به زن نگاه می‌کند و از نظر آن همه‌ خصوصیات انسانی میان زن و مرد مشترک است در جهت گیری درست سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی‌های طولانی مدت در حوزه اصلاح روابط زن و مرد نقش موثری دارد.

 

در پایان گزارش و به عنوان نتیجه‌گیری به نمونه‌هایی از جداسازی زن و مرد در اسلام اشاره کرده و اثرات مثبت آن را در جامعه بررسی می‌نماییم.

جدایی زن و مرد نامحرم، یکی از دستورهای صریح قرآن و رسول خدا(صلی ا... علیه و آله و سلم) است که در سلامت جامعه تأثیر فراوان دارد. بدون تردید حفظ «عفت عمومی» برای پایداری هر جامعه ای ضرورتی انکار ناپذیر است و یکی از راه های جلوگیری از نفوذ شیطان و وسوسه های آن، ایجاد حریم میان زن و مرد و رعایت پوشش لازم است تا از نگاه های هوس آلود و تماس های غیر شرعی جلوگیری شود.

تقویت ایمان، آرامش روحی و روانی، سلامت جسمی، استحکام بنیان خانواده، عزت و سربلندی، امنیت بانوان از دست سوداگران شهوت و دوری از افکار ناسالم، برخی از برکات این دستور قرآن و رسول خدا(صلی ا... علیه و آله و سلم) است. آن حضرت در این زمینه فرمود: «باعدوا بین انفاس النّساء و انفاس الرّجال»؛ در (مجامع عمومی) میان زنان و مردان نامحرم فاصله ایجاد کنید».[1]

رسول خدا(صلی ا... علیه و آله و سلم)  خود نیز عملاً برای جداسازی محیط زنان از مردان، اقداماتی انجام داد تا زمینه ها و خطرات ناشی از اختلاط زنان و مردان را از میان ببرد. روزی آن حضرت با اشاره به یکی از درهای مسجد نبوی، به یارانش فرمود: «اگر این در را برای بانوان اختصاص دهیم، بهتر است و آنان هنگام خروج از مسجد، دچار مشکل نمی شوند و اختلاط پیش نمی آید».[2]

همچنین رسول خدا (صلی ا... علیه و آله و سلم) در اقدامی دیگر به مسلمانان دستور داد در هنگام شب وقتی که نماز جماعت تمام می شود، اول زن ها از مسجد بیرون روند و بعد مردان پراکنده شوند. آن حضرت با این عمل خود، حتی زمینة روبه رو شدن زنان را با مردان نامحرم در کوچه های مدینه نیز از میان برداشت.[3]

این امر به اثبات رسیده که بسیاری از مفاسد اجتماعی و مشکلات جوامع متمدن امروزی، ناشی از اختلاط زن و مرد است، حتی برخی از کشورهای صنعتی به این نتیجه رسیده اند که در مراکز علمی، فرهنگی و عمومی، محل فعالیت این دو قشر باید از هم جدا شود.

 به قلم:سمیرا خطیب زاده

منابع:

[1] . مواهب الجلیل، ج2، ص 578؛ کشف الخفاء ج1، ص 279.

[2] . المحلی، ابن حزم، ج3، ص 131.

[3] . مسئله حجاب، ص 218.